تبليغاتX
مثل درخت در شب باران

مثل درخت در شب باران

طنز روز نوشت داستان

یکی از بهترین ها

امروز روز خوبی بود یکی از بهترین گزارشای مشترک من و حمید که دست اول هم بود چاپ شد!!!!
 
تادير نشده به داد يگانه تالاب زيباي لاهيجان برسيم‌
جايي براي‌ نيلوفرها نيست‌
جام جم آنلاين: نوروز 86 است كه به سوي تالاب اميركلايه نزديكي‌هاي شهر لاهيجان حركت مي‌كنيم. با قايق محيط‌بانان خود را به دل امواج مي‌سپاريم و پس از عبور از باريكه‌اي از برگ‌هاي نيلوفرهاي آبي به پهناي وسيع تالاب مي‌رسيم. جايي كه نه تنها مي‌توان هزاران ماهي را در اعماق وسيع درياچه مشاهده كرد، بلكه پرواز دسته‌جمعي مرغان اهلي و مهاجر از اين سو به آن سوي تالاب صفاي طبيعت را به روح و جانمان وصل مي‌كند.
چيزي كه بر عمق زيبايي‌هاي تالاب مي‌افزايد علاوه بر نيزارهاي اطراف ، پرواز عقاب تالابي است كه اين عرصه را جولانگاهي براي پروازي هر چه زيباتر كرده است.

هفته پيش وقتي به محل همين تالاب مراجعه كرديم، با باتلاقي خالي از حيات مواجه شديم. انگار تمام آن زيبايي‌ها در چشم به‌هم‌زدني رخت بربسته بود و تنها نعره گوشخراش بيل‌هاي مكانيكي آزارنده ذهنمان شد و صداي آب كه از چاه‌هاي اطراف تالاب مي‌آمد، گويي خون را از قلب‌هاي تپنده تالاب بيرون مي‌كشيد، اين فاجعه زيست محيطي را چه پاسخي هست؟

حوادث زيست محيطي در گوشه و كنار كشور را يك بار پيش خود بشماريد و كنار هم قرار دهيد تا از عمق فاجعه‌اي كه در اكوسيستم‌هاي ناب و بي‌تكرار كشور رخ مي‌دهد، متحير شويد. در كنار اين اتفاقات عجيب و غريب كه بسياري از آنها شايد فقط در كشور ما ديده مي‌شود، داستان تالاب اميركلايه قصه ديگري است.

اتفاقي كه شايد در هيچ كجاي دنيا نظير آن را نخواهيد ديد و سكوت، ناتواني و ضعف سازمان محيط زيست در برابر اين اتفاقات كه توان مقابله با تخريب محيط زيست را در ساده‌ترين شكل آن ندارند بيش از پيش آشكار مي‌شود.

نه تنها متخصصين و دوستداران محيط زيست، بلكه مردم عادي هم، شايد نتوانند در ذهنشان تصور كنند كه يك تالاب ثبت شده بين‌‌المللي با گونه‌هاي جانوري و گياهي كاملا منحصر به فرد، در يكي از زيباترين نقاط كشور، به وسيله بيل‌هاي مكانيكي غول‌پيكر، «زهكشي» مي‌شود.

به راستي مگر سازمان محيط زيست ايران، مسوول حفاظت از چنين ميراثي را برعهده ندارد؟

گوهري به نام اميركلايه‌

در 30 كيلومتري شمال شهر لاهيجان، بين روستاي دستك و چاف، يكي از تالاب‌هاي مهم ايران كه به ثبت جهاني رسيده و منطقه حفاظت شده ملي به حساب مي‌آيد واقع شده است. بر طبق قانون هر نوع فعاليت در اين تالاب، بايد با كسب مجوز از سازمان حفاظت محيط زيست صورت گيرد. در اطراف اين درياچه، از سال‌هاي دور مزارع برنجي قرار داشته كه در تابستان آب خود را از اين درياچه تامين مي‌كردند.

 وسعت و عظمت درياچه، در سال‌هاي ترسالي مي‌‌توانست جوابگوي اين كشاورزان باشد و شاليكارها از آب تالاب‌ استفاده مي‌كردند، اگرچه وجود بيش از 50 موتور قدرتمند در آب يك تالاب بين‌‌المللي حفاظت شده، خود مورد سوال است ولي از آنجايي كه معيشت بسياري از اهالي اطراف منطقه به استحصال آب از اين تالاب براي كشاورزي بستگي دارد، برداشت كنترل شده از آب درياچه و عدم استفاده از كود و سم در مزارع اطراف تالاب مي‌توانست رابطه مسالمت‌آميزي بين كشاورزان و تالاب ايجاد كند ولي در مواقع خشكسالي نظير سال‌جاري كه به گفته اهالي منطقه در 20 سال اخير بي‌سابقه بوده موجب مي‌شود، كشاورزان براي تامين آب كشاورزي به روش‌هاي غيرعادي دست بزنند.

امسال اندك آب موجود در گل‌هاي كف اين تالاب كه حدودا يك ماه است آن را به باتلاق تبديل كرده، توسط زهكش‌هاي ايجاد شده در آن خارج مي‌شود تا آب بيشتري به كشاورزان منطقه برسد.
بدين ترتيب يكي از تالاب‌هاي مهم كشور شايد براي هميشه نابود گردد.

تالاب اميركلايه، امروز

آقاي يوسفي كارشناس اين تالاب مي‌گويد: از اواسط ارديبهشت با شروع به كار موتورها، آب تالاب به سرعت كاهش پيدا كرد. در پي خشك شدن آب تالاب در حاشيه‌ها، كشاورزان براي كشاندن آب مناطق عميق‌تر تالاب به مزارع خودشان با استفاده از چندين بيل مكانيكي، در تالاب كانال‌هاي عميقي ايجاد كردند. اين كانال‌ها باعث شد كه حتي عمق مناطق عميق تالاب نيز، به طرز بي‌سابقه‌اي كاهش يابد.

اين بيل‌هاي مكانيكي در روز چندين تن خاك را از كف تالاب جابجا مي‌كنند و با از بين بردن ريشه گياهان و آبزياني كه براي حفظ جان خود به اعماق گل و لاي پناه برده‌‌اند، اثر بسيار مخربي بر اكوسيستم دارند. علاوه بر اين، اين كانال‌ها چهره تالاب و حالت فيزيكي آن را نيز بشدت از بين مي‌برند.

آقاي درند، يكي از محيط‌بانان تالاب، مي‌گويد: ما اواخر خرداد با متجاوزين به تالاب درگير شديم و حتي چند تن از آنها را به نيروي انتظامي معرفي كرده و تحويل داديم ولي مردم جاده را بستند، در نهايت سازمان محيط زيست كوتاه آمد.

درواقع هيچ حمايتي از ما نشد. اين بيل‌هاي مكانيكي كه تعداد آن به 6 عدد مي‌رسد از اواخر خرداد در تالاب مشغول به كارند. برخي از مناطق تالاب آنقدر خشك شده كه بيل‌هاي مكانيكي ديگر در آن مناطق نمي‌توانند كار كنند. حساسيت اين تالاب به قدري است كه تنها يكي از اين لودرها مي‌تواند كل تالاب را از بين برده و اثرات جبران‌ناپذير بر آن داشته باشد.

در هنگام تصويب كنوانسيون رامسر، مساحت اين تالاب 1200 هكتار قيد شده بود، كه اكنون در شرايط پرآبي حتي كمي كمتر از اين مقدار است. ولي در حال حاضر اين تالاب فقط به صورت لكه‌لكه‌هايي كمتر از هزار مترمربع داراي آب است، با توجه به كمبود ارتفاع آب در اين لكه‌هاي كوچك، غلظت گاز متان توليدي در كف درياچه در اين آب اندك، بسيار بالا مي‌رود. اين گاز موجب مسموميت شديد آبزياني مي‌شود كه به اين واهه‌ها پناه آورده‌اند.

اين مشكل در اواخر دهه 70 منجر به مرگ تعداد زيادي از ماهي‌هاي تالاب گرديد و تكرار اين اتفاق امسال متاسفانه قطعي است. علاوه بر اين روابط طبيعي موجود در اكوسيستم و چرخه‌هاي مواد در آن، در شرايط جديد به طور كلي دگرگون مي‌‌شود. با توجه به اين كه از ابتداي تابستان هيچ قايقي امكان ورود به تالاب را كه اكنون يك باتلاق واقعي است، ندارد، برآورد ميزان خسارت و تعداد آبزيان  تلف شده مقدور نيست.

مسلما كاهش جمعيت ماهي‌ها بر زيست پرندگان بومي نادري چون عقاب طلايي و پرندگان مهاجر بسياري كه پاييز و زمستان به اين منطقه كوچ مي‌كنند، تاثير منفي خواهد گذاشت.

علاوه بر اين با گرم شدن هوا از حلاليت اكسيژن آب كاسته مي‌شود و افزايش شدت تنفسي آبزيان و اكسيژن مورد نياز براي تجزيه بقاياي جلبك‌هايي كه به سرعت رشد مي‌كنند، همه و همه دست به دست هم مي‌دهد تا اكسيژن تالاب بشدت در اين دوران افت كند و تهديد جدي براي سلامت آبزيان و نتيجتا پرندگان ايجاد گردد.

تالاب اميركلايه سال 1349 به عنوان پناهگاه حيات وحش در كشور ثبت گرديد. در سال 1354 در كنوانسيون رامسر به عنوان يكي از 23 تالاب ارزشمند كشور به ثبت جهاني رسيد. اين تالاب زيستگاه 20 تا 50 هزار قطعه پرنده مهاجري است كه هر ساله زمستان خود را در اين محل سپري مي‌كنند.

نزديك به 100 گونه گياهي در آن شناسايي شده است كه تعدادي از آنها بومي بوده و  منحصرا در اين تالاب زيست مي‌كنند. هيچ رودخانه بزرگي به آن نمي‌ريزد و آب آن از باران، چشمه هاي زيرزميني و فاضلاب زمين‌هاي كشاورزي اطراف تامين مي‌شود. اين تالاب در چند كيلومتري درياي خزر واقع شده است.

فرهنگ‌سازي و نقش مردم

متاسفانه در اين منطقه فرهنگ‌سازي براي بالا بردن آگاهي مردم منطقه نسبت به اهميت تالاب انجام نشده است. مردم منطقه اين تالاب را كه مي‌تواند با برنامه‌ريزي صحيح و اصولي تبديل به يكي از پردرآمدترين مناطق گردشگري كشور گردد و جان هزاران قطعه پرنده‌اي كه زمستان خود را در اين تالاب مي‌گذرانند به آن وابسته است را فقط به چشم يك آبگير، براي تامين آب شاليزار مي‌بينند. قانون هيچ ممانعتي براي آنان در زمينه جلوگيري از كاربرد كود و سم ندارد. كشاورزان حاشيه تالاب براحتي مانند ديگر كشاورزان، به طور بي‌رويه اقدام به مصرف كود و سموم كشاورزي مي‌كنند.

فاضلاب مزرعه خود را به درياچه بازمي‌گردانند. آنها هيچ اطلاعي از اثرات مخرب سموم شيميايي بر زيست پرندگان و ماهي‌ها ندارند.

هيچ‌يك از برنامه‌هاي ترويجي محيط زيست، تاكنون در اين منطقه موثر نبوده است. به عينه شاهد بودم جزوه‌هايي كه بين مردم پخش شده بيشتر شبيه جزوه‌هاي درسي دوره ليسانس بود تا يك اطلاعيه ترويجي و تشويقي جذاب و كارا براي آگاهي كشاورزان از اين موقعيت حساس و بحراني بود.

هيچ‌گاه سعي نشده است كه گياهي با نياز آبي كمتر و تطابق اقليمي خوب با منطقه مورد تحقيق قرار بگيرد و كشاورزان را مجاب به كشت آن كنند. كشت بسياري از گياهان دارويي مي‌تواند با سوددهي معادل برنج و مصرف آبي تا اندازه يك‌سوم همين مقدار راهكار بسيار مناسبي جهت جلوگيري از برداشت بي‌رويه از آب درياچه و تامين معيشت كشاورزان منطقه باشد.

دكتر محمد دهدار متخصص محيط زيست درباره راه‌حل‌هاي موجود براي حفظ تالاب مي‌گويد: انتقال آب از رودخانه حشمت‌رود كه در غرب تالاب وجود دارد درمواقع بحراني مي‌تواند اندكي از صدمات تالاب بكاهد. در ضمن با توجه به پراكنده بودن زمين‌هاي كشاورزي امكان حفر يك يا تعداد معدودي چاه براي كشاورزان امكانپذير نيست، ولي مي‌توان با چاه عميق، آب مورد نياز تالاب را براي خرداد و تير در سال‌هاي خشكسالي تامين كرد.

تالاب‌ها ميراث‌هاي گرانبهايي هستند كه نبايد آنها را فراموش كرد. شايد وقتي اهميت اين تالاب در بين مسوولان رده بالاي مملكت، حتي خود سازمان محيط زيست به خوبي تبيين نشده، چگونه مي‌توان از كشاورزان و مردمي كه كوچكترين آموزش صحيحي در اين زمينه به آنها داده نشده است، انتظار درك اهميت تالاب را داشت.

حميدرضا دروديان - عاصفه اله‌وردي‌

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 18:16  توسط عاصفه اله وردی  | 

من از اهالی عالم

انگار وردم مشکل پیدا کرده و هر چی رو نمی خواد تایپ نمی کنه این پست شکسته بسته فقط برای اینه که بدونم الان کجام و دارم چی کار می کنم!!!!

 

دو هفته پیش من :

 

من چم شده تا دیروز کسایی رو که داشتن برای رفتن تلاش می کردن سر زنش می کردم و امروز خودم به رفتن فکر می کنم ......

 

موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست

                                      موطن آدمی تنها قلب کسانی است که دوستشان داریم ....

دوست دارم برم از این خاک که آدمهاش حرفهام رو نشنیدن و روحم رو خراشیدن.....

 

.......

یک هفته پیش من :

خونمون رو عوض کردیم اسباب کشی داشتیم و یه عالمه دعوا .....

خانوم صاحبخانه جدید تمام اصل و نسب ما رو از گور بیرون کشید و نفرین کرد تا به قول معروف گربه رو دم حجله کشته باشه!!! در حالی که داشتم بر طبق خواست حمید برای صابخونه قدیم تابلوی خوشنویسی می نوشتم.....

 نگهبانهای شهرک اجازه نمی دادن ما وسایل خونه مون رو بیاریم توش چون به هیات مدیره زیر میزی نداده بودیم....و سه چهار تا کارگر به خودشون بدون هیچ دلیلی اجازه دادن به کل خانواده من اعم از حمید مادرم و پدرم توهین کنن... من نبودم چون تحمل توهین نداشتم و ....

به مامان می گم اینا همون مردمی ان که شما ها براشون زندون رفتین و شکنجه کشیدین حالا بیاین تحویل بگیرین!!!!

 

دیروز من:

با انسیه تو خانه هنرمندانم و دارم آب آناناس می خورم و یه عالمه حرف می زنیم انسیه با تصویری که من ازش تو ذهنم ساخته بودم بارها و بارها متفاوت بود !!!! در واقع آدمها هم تصورشون از خودشون با اون چیزی که واقعا هستن متفاوته من اینو در بر خورد با یه عالمه آدم پیشتر حس کرده بودم....انسیه جونم از بعد از ظهری که باعث شدی من از دایره ی درد هام بیرون بیام و کمی تنها باشم ممنونم .....

 

امروز من:

با حمید توی سالن پذیرایی جدید که به خاطر دعوا و بحث های پیش آمده هنوز طعمش رو حس نکرده بودم صبحانه می خوریم و من حس می کنم بیش تر از همیشه که وقتی حاضر می شی بیشتر کرایه خونه بدی ..وقتی می تونی بیشتر پول در بیاری و راحت تر خرج کنی وقتی رفاهت بیشتره چقدر چقدر چقدر آرامشت برای زندگی چقدر کیفیت زندگی که می کنی چقدر نگرشت به آدمهای اطراف تغییر می کنه و سالم تر می شه ...درد آدم رو می سازه فشار آدم رو تغییر می ده اما وقتی بیش از حد می شه انسانیتت رو ازت می گیره ....حس می کنم وقتی صبح با صدای پرنده ها بیدار می شم و ابر ها رو تو آسمون می بینم وقتی می تونم از پنجره زندگی رو که در شهر جریان داره ببینم تازه میفهمم که زندگی زیر صفر چقدر برام سنگین بوده چقدر ذهنم رو و رحوم رو آزار داده چقدر فشار بهم القا کرده و دارم این روزها تمام اون فشار ها رو بیرون می کنم و دستهای گرم خورشید رو روی شونه هام حس!!!

 

پ.ن: ببخشید که مجبورتون کرده بودم با کلی مشکل این پست رو بخونید کی بردم خراب بود و نمی تونستم پسست نذارم حالا اگه حوصله دارین دوباره بخونینش و ببینین که همونطور بوده که فکر می کردین؟

 

ما عروسی هم داشتیم عروسی برادر حمید و چقدر خوش گذشت....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:58  توسط عاصفه اله وردی  | 

وبلاگ می نویسم؟؟؟

اولش می خواستم یه نظری راجع به دانشگاه زنجان بدم بالاخره بعد از یه هفته !!!!!اما منصرف شدم بعد گفتم حداقل راجع به پارک ملت !!!!!که می تونم نظر بدم بازم منصرف شدم.

 دیدم که خاله بازم برام کامنتی گذاشت که جوابش طولانی بود گفتم بد نیست اینجا بذارمش شما هم بخونین و اگه نظری دارین نظر بدین!!!

راستش من عادت ندارم به مردم درس بدم اینجا رو هم نمی خوام به کلاس درس تبدیل کنم....نمی خوام داستان یا لطیفه تکراری بگم خودت که می دونی کافیه تو وب سرچ کنی و هر چی دلت می خواد بیاد !!!
دلم می خواد خودم باشم اینجا و هر کی دوست داشته باشه لینکش می دم هر کی که می خونمش و می خوندم ..... خاله جونم من امتحان کردم و دیدم که وقتی حرف دلتو می زنی غریبه ها هم به طرفت کشیده می شن کافیه که با خودت رو راست باشی!!! و من سعی می کنم خودم رو بیان کنم و هیچ تلاشی نمی کنم که اینجا پر خواننده بشه بعضی وقتها آدما میان و می رن گاهی  میان می مونن مثل تو یه چایی می خورن مهمون من و میرن گاهی پشت سرشون رو هم نگاه نمی کنن .و بعضی ها میان می مونن و می فهمم که هم دردیم هر چند سعی می کنم از خنده و شوخی بنویسم از تلخی های زندگیم ننویسم اما یه موقع هایی لو میرم مثل همین دفعه که نتونستم بیام جلسه تازگی!!! از خبر ها سعی میکنم تا جای ممکن ننویسم مخصوصا که معلوم نیست چند بار عوض شده و به گوش ما رسیده از سختی زندگی از وضع بد مردم از خبر های جدیدی تو سیاست و اجتماع که باهاشون بدجوری دست به گریبانیم....اما گاهی نمی شه اولش که می خواستم فقط طنز بنویسم و نشد!!!

به نظرم وبلاگ جاییه که باید از چیزهای نوشت که خلقشون می کنی یه چیزی به آدمها اضافه می کنی !!

نه اینکه مثل بعضی ها از اینجا و اونجا سرچ کنی بزاری اینجا ! مثل بعضی نویسنده های کم کار!!!

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:37  توسط عاصفه اله وردی  |