با حمید داشتیم دیروز یکی از داستانهای مثنوی رو مرور می کردیم داستانی از دفتر اول که بعد از شاه و کنیزکه و البته بعد از حکایت بقال و
طوطی .....داستانی در مورد یه پادشاه نصرانی کش (مسیحی کش)که خودش جهوده(یهودیه).....
تو این داستان یه جا مولانا از قول یک حکیم میگه : قبول نداشتن یک دین و سرکوب طرفدارانش و در عین حال تبلیغ یک دین دیگه مثل اینه که یه آدم دو بین (احول) بزنه و یکی از دو شیشه ای رو که می بینه بشکنه خوب چون دچار دوبینی بوده در واقع چیزی باقی نمی مونه ....
شیشه یک بود و به چشمش دو نمود چون شکست او شیشه را دیگر نبود!!!!
خلاصه اینم مثل ماست که دائم داریم از مسلمونی دم میزنیم و همه ی ادیان دیگه و طرفداراش رو خار و زار می کنیم....بریم ببینیم که واقعا اصلا خدا رو قبول داریم یا.....هیچ دینی از دین دیگه جدا نیست ...وقتی جدا خواستیمشون یعنی اصلا نخواستیمشون!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 18:25  توسط عاصفه اله وردی
|
سلام من برگشتم....تا یادم نرفته برید و حتما فیلم سینمایی فرزند خاک رو ببینید....باور کنید که از دو هزار تومانی که بهش می دین پشیمون نمی شین من تعجب می کنم سیمای ج ا ایران چه طور اینهمه تبلیغ برای این فیلم ضد جنگ می کنه!!!!
امروز دو تا از بچه های هم کلاسی بهم زنگ زدن ....و البته خبر های خوبی ندادن استاد راهنمام اولتیماتوم داده که تا اول بهمن باید دفاع کنین....به همین خیال باش دوزار بده آش ....!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 18:4  توسط عاصفه اله وردی
|