تبليغاتX
مثل درخت در شب باران

مثل درخت در شب باران

طنز روز نوشت داستان

بی عنوان

از موقعی که یادمه پدر بزرگم به دختراش همیشه نصیحت می کرد که کار کنید درس بخونید و مستقل باشید! حتی  ما، من وخواهرام هم  شامل این نصیحت بودیم ....البته دوره جوونی پدر بزرگم و به طبع دغدغه هاش  زمان تحولات اجتماعی دوره ی مصدق بوده......و این نصیحت به نظرم کاملا به جاست الانم خیلی از افراد کار کردن زنان رو دلیلی مستقیم بر استقلالشون می دونن.......

 

اما یادمه دوستی تحقیقی انجام داده بود مبتنی بر تناسب کار کردن و میزان تحصیلات زنان در محله های مرفه تهران و محله های غیر مرفه ترو نتیجه این شده بود که  زنان مرفه نشین با درجه تحصیل بالاتر کار نمی کنن و در عوض فرصت بیشتری برای شرکت توی کلاسهای ورزشی و هنری و ...دارن.

 

این روزها به  یافته های جدیدی در رابطه با کار زنان رسیدم و اون استثمار از نوع جدیده که خیلی خیلی وحشتناک تر از عدم استقلال زنانه....زنان کار می کنن و کارت حقوق یا فیش حقوقی شون یا اگه خیلی زرنگ باشن حقوقشون دست شوهره و همیشه به این گناه متهمن که تو نمی تونی درست پول خرج کنی و تو ولخرجی می کنی...و گاهی هم به بهانه ی اینکه این پولی که تو در می آری مال خونه است حقوقشون مصادره می شه و.... عجیبه با اینکه بعد از این واقعه فشار های مستقیمی به زن می آد، اما باز هم ترجیح می ده که کار کنه هر چند صاحب جیب خودش نباشه.....کار کنه، بچه ها رو تر و خشک کنه مهد کودک ببره ..باهاشون بازی کنه از هیچ امکانات ورزشی سر کار استفاده نکنه ...غذا بپزه مهمون داری کنه جلوی کتک خوردن بچه رو به دست پدر بگیره از استراحت خودش بزنه حقوق نداشته باشه و از طرف دیگر شوهرش فقط می ره سر کار و می آد خونه و بعد هم که خسته است و باید بادش بزنه و خیلی راحت شوهر حقوق دو نفر رو خرج می کنه و تازه اعتقاد هم داره که داره سخت ترین کار های خونه رو انجام می ده .......

 

نمی دونم اما به نظرم زنان تو دوره ی  ما دیگه از حیله های زنانه استفاده نمی کنن و به بز های خونگی تبدیل شدن که آماده ی هر نوع بهره کشی ان....  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 11:10  توسط عاصفه اله وردی  |